بازم خاطره...
سلام عاقا دیروز با یکی از دوستام رفته بودیم بیرون.از جلوی یک صوتی تصویری رد شدیم دیدیم مدل تلویزونوشون اونجا بود منم با یک فکر خبیسانه گفتم بیریم کنترل تلویزیونتو بیاریم رفتبمو اوردیم چشتون روز بد نبینه هی ما کانال عوض کن هی اون دیگه بقیه وش خودت تصور کن
----------------------------------------------------------------------------------
دیشب دنبال چیپس بودم تو خونه ، توی یکی از قابلمه هایی که معمولا مامانم خوراکی ها رو اونجا قایم میکرد گشتم یه کاغذ پیدا کردم روش نوشته بود :
“عزیزم تلاشتو تحسین میکنم ولی متاسفانه این دفعه به بن بست خوردی
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سرکلاس داشتیم راجع به زلزله صحبت میکردیم که چطور خودمون رو نجات بدیم، گفتم پنجره ها هم نرده داره ازش نمیشه رد شد بعد دوستم گفت من که رد میشم، یکی دیگه گفت اگه رد هم بشی کلیپست گیر میکنه.
----------------------------------------------------------------------
سلام. فاطمه خانوم هستم كاكو دمتون گرم كه سر زدين بهم.