خاطره(فقط به افتخار هستی جون)
مامانم بهم زنگ زده.
من : جانم؟
مامانم : جانم نیست منم.!!!
.gif)
اعتراف ميكنم توسن٦سالگي رفتم نمازعيدفطر يارو گفت قنوت ذكرش خوند تموم شد بازگفت قنوت بازخوندم دفعه سوم به حساب خودم واسه اينكه حرص طرف دربيارم رفتم ركوع تاآخرشم هرچي گفت قنوت من ركوع وسجده رفتم.
.gif)
یه روز یکی از این پیر زن های دوست داشتنی ازم خواست که کیسه های خریدشو که سنگین بودن تا دم خونشون ببرم. گفتم ننه زیاد دور نیست که؟ من کار دارم. گفت نـــه همین بغله مادر...
هیچی خلاصه ما راه افتادیم انقد رفتیم رفتیم رفتیـــم تا بالآخره رسیدیم دم خونشون منم که از کت و کول افتاده بودم پیش خودم گفتم الآن دست میکنه دوسه تا میوه به عنوان تشکر میده به ما دیگه... دیدم تشکر کرد رفت تو خونه درو بست :|
منم به این نتیجه رسیدم که از اون پیرزن های خسیس بود وگرنه این چند کیلومتر راه رو یه ماشین میگرفت خو؟ :|
.gif)
یادش بخیر یه تایر که تو کوچه پیدا میکردیم یه چوبم برمیداشتیم این تایر رو هولش میدادیم در حد لامبورگینی بهمون حال میداد عجب خفن بودیم ما.
دهه شصتیا و هفتادیا بکوبین لایکو
.gif)
یه بار دور هم بودیم.اومدم خودی نشون بدم
یه پسته 7 متر انداختم بالا رو هوا با دهن گرفتمش...
بابام: لامسبتو!!!عین این مارمولکای چیز میمونه
مامام: مارمولکای چی:-؟
بابام:همونایی که رو هوا با زبون مگس میگیرن:)
.gif)
ﺭﻓﺘﻢ ﺟﻠﻮ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺷﻤﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎﯾﯿﺪ؟
ﺑﺎ ﺫﻭﻕ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ﺁﺭه
ﮔﻔﺘﻢ: ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﺩ؟؟؟
بیشعور دیگه جواب نداد.از بس روابط عمومی دختره ضعیف بود:|
.gif)
دخدره عکسشو گذاشته زیرش نوشته
و این منم، یک دختر!
.
.
.
از همین تریبون خواستم ازش بابت راهنمائیش تشکر کنم من شخصا" مونده بودم این دیگه چجور جونوری میتونه باشه؟:|
.gif)
ملت میرن لندن برمیگردن فارسی رو با لهجه بریتیش صحبت میکنن.
دوستم از تاجیکستان اومده تهران،تو تاکسی بودیم. راننده تاکسی لهجه شو شنید، پرسید شما چاه هم میکنی؟؟؟
.gif)
یه پسر بچه هم توی فامیل داریم هفت سالشه . یه شب خونه ما موندن ساعت دو شب همه خواب بودن منم توی اتاقم داشتم کتاب میخوندم و توی حال خودم بودم که یهو با لگد کوبید در اتاقم و داد زد : لعنتی بیا بیرون دیگه عــَـــه !!:-O
من که شوکه شده بودم مثل پلنگ پریدم بیرون گفتم :
کره خر چه مرگته نصفه شبی همه رو بیدار کردی ؟؟
گفت : خب میخوام جیش کنم دو ساعته اون تو گیر کردی !!!:-O
کَله شو کردم توی اتاقم گفتم : توله سگ اینجا توالته ؟؟
یه کم مکث کرد و گفت : خب چراغ اتاقتو خاموش کن دیگه آدم اشتباه میگیره عـَـــــــــــــه !!!!:|
.gif)
يه بارم به يه دختره گفتم خانوم ساعت چنده؟
گفت برو خوتو بنداز زير اولين ماشيني كه ديدي !
پرسیدم چرا؟
گفت اين تيكه مال اوايل دهه چهله , خاك توسرت :||
هیچی دیگه فورا محل حادثه رو ترک کردم:)))
.gif)
به دوستم میگم اون دختر با انتخاب تو ثابت کرده که نه براش قیافه مهمه و نه پول و نه هيكل و نه شخصيت.
یعنی می خواستم بگم خودتو میخواد!!! :|
به نظرتون بد گفتم؟!؟!؟ فكر كنم بش بر خورد :دی
.gif)
9 سالم بود.خیلی شر بودم یه شب تو خونمون با بچه های فامیل و خواهرم اینا داشتیم قایم باشک بازی میکردیم نوبت من بود چشم بذارم.آقا هیچی ما چشم گذاشتیم تا 10 شمردم تا چشممو باز کردمو گفتم اومدم دیدم صدای بسته شدن در توالت اومد.دویدم رفتم در توالتو باز کردم به امید اینکه یکی رفته اونجا قایم شده دیدم بابا نشسته تو توالت و داره داد میزنه توله سگ درو ببند العان که اومدم بیرون قایم باشکو نشونت میدم.هیچی دیگه منم درو نبسته فرار کردم رفتم یه جا قایم شدم تا یه هفته جلو چشم بابام آفتابی نمیشدم.
.gif)
استاد:وقتی اولین بچم به دنیا اومد زنگ زدم خونه بابام اطلاع بدم، پدرم گوشی رو برداشته
میگم : بچم به دنیا اومد
پدرم: به سلامتی چیه؟
استاد: دختره!...
پسرای کلاس:)_:)_:)_:)
دخترای کلاس:|_:|_:|_:|
.gif)
دوم دبیرستان تازه تابلوه دم در کلاسا رو عوض کرده بودن. معلم کامپیوتر ما اومد و از من که دم در بودم پرسید کلاس دوم سه(کلاس ما) اینجاست؟ خیلی جدی بهش گفتم نه، باید بری ته راهرو بعد میبینی اونجا نیس دوباره برمیگردی اینجا. اونم سرشو انداخت پایینو رفت. وسط راه که متوجه شد سریع دوید طرف منو با یه لگد منو از کلاس بیرون کرد.
جالبتر اینکه بچه ها بعدا تعریف میکردن که خودش قضیه رو بعد من تو کلاس تعریف می کرده و میخندیده.
خیلی معلمای با حالی داشتیم. یادش بخیر
.gif)
یکی از تفریحات دوران دبیرستانمون این بود که گچ میذاشتیم رو صندلی بچه ها شلوارشون گچی می شد. بعدا که دیگه تقریبا همه فهمیده بودن اول صندلی رو چک می کردن بعد میشستن ولی بازم موقع نشستن گچه رو با سرعت مینداختیم رو صندلی.یه بار سر کلاس حسابان یکی از بچه ها که سر ما داد کشید معلم صداشو شنید پرسید چی شده؟ طرف پشتشو برگردوند طرف معلم گفت آقا ببینید اینا با ما چیکار می کنن؟
یعنی کل کلاس ترکیده بود از خنده

سلام. فاطمه خانوم هستم كاكو دمتون گرم كه سر زدين بهم.