خاطراتم...
این خاطره رو یکی دیگه ( مخاطب همکلاسیم) تعریف کرده بود:
عاقا یه بار اینا رفته بودن کیش یه پیرمرده داشته بلند بلند با موبایل
میحرفیده که ییهو میگه : الوو... الوو.... صدات نمیاد...... من ایران
نیستم...... الان کیشم.....
خودتون تصور کنید اینا بعد شنیدن این مکالمه داشتن شن های ساحل رو گاز میزدن

تمام مکالمات من و بابام در طی سال:
«بیا ببین این گوشی من چشه
بزن اخبار گوش کنیم
بزن ۳
چراغا رو خاموش کن
خونه سرد شد کولرو خاموش کن
چشات درنیومد پای لپ تاپ؟»
اگر چیزی از قلم افتاده شما ادامه بدین!

خدا نکنه بفهمم یه استاد یذره به دانشجوهاش رو میده .
ترم دوم کاردانی زبان فارسی داشتم استاد تا اومد سر کلاس فهمیدم کاری نداره
باهامون ماهم که آخر بیجنبه شروع کردیم اولین مثالی که زد هوشنگ کتاب را
آورد منو میگی یهو شدم بابا اتی داد زدم : کیه کیه هوشنگ هوشنگ ا هوشنگ
تویی ! کل کلاس رفتش رو هوا همه ترکیده بودن ! این سوژه هر جلسه من بود تا
آخر ترم ! استاده یذره هوس پرت بود ! پرسپولیسی هم بود هر جلسه بحث استقلال
پرسپولیس مینداختم اونم می گفت دم پرسپولیس گرم منو میگی جیغ داد دست هورا
آنقدر داد میزدیم تا پاره شیم بعد حراست میمود دم در کلاس سریع ساکت
میشدیم !
با همه دعوا می کردیم اصن وعضی بود !جلسه آخر رفتم مثل بچه مثبتا نشستم
ردیف اول دست به سینه استاد تا اومد تو فقط یربع مونده منو نگاه میکنه میگه
این تویی میگم پ ن پ تویی خو منم دیگه خلاصه باورش نمیشد آخر ترمم امتحان
ندادم بهم 17 داد خودش !! جالب تر از همه این بود هر وقت منو میدید تو
دانشگاه میزد زیر خنده میومد پیشم یدونه محکم پس کلم منو میگی
کسافططططططططططط

به دوستام میگم بچه ها من اگه مرگ مغزی شدم بگید اعضامو اهدا کنن
یکی شون میگه برو کارت اهدای اعضا بگیر اون یکیم میگه تره بابا به ما چه برو خودت بگیر دیگه
یعنی یکی تو دهنش خدانکرده نبود عایا منو کسی دوست نداره واقعااااااااااااااا
داشتم ميرفتم خونه ديدم تو كوچمون گربه ها تجمع كردن دارن آشغال ميل
ميكنن(گربه هاي محلمون خيلي بزرگن) اغا منم كرمم گرفت خاستم بترسونمشون يهو
پريدم گفتم پخخخخخخخخ
يكيشون جنبه شوخي نداشت دنبالم كرد ميخواست بخورتم.

ایــن خـاطـره مـال مـن نـیـسـتــا ولـی یـه رفـیـق دارم مـال اونـم نیســت:
یه روز بـا دوسـتـم رفـتـیـم سـیـنـما,یـه مـرد چـاق کـچـلـم اومـد
جـلـومـون نـشـسـت.وسـط فـیـلـم بـود,بـه رفـیـقـم گـفـتـم اگـه بـزنـی تـو
کـلـه اون کـچـلـه مـن بهت صـد هـزارتـومـن مـیـدم,آقـا ایـن یـهـو پـاشـد
یـه دونـه خـوابـونـد پـس کــلـش و گـفـت:بـــــــــه مـــمــد کـچـل
خـودمـون,بـعـد کـه یـارو بـرگـشـت گـفـت آقـا بـبـخـشـیـد و شـرمـنـده و
مـن شـمـا رو بـا کـسـی اشـتـبـاه گـرفـتـم,بـعـد یـارو رفـت دو ردیـف
جـلـوی جـلـو نـشـسـت تـا از شـر مـا خـلاص بـشـه,بـعـد رفـیـقـم گـفـت
حـالا اگـه تـو بـزنـی مـن بـهـت دویـسـت هـزار تـومـن مـیـدم.مـنـم بـرا
ایـنـکـه کـم نــیـارم رفـتـم از پـشـت یـه دونــه مــحـــکــم خـوابـونـدم
تـو کــلـه کـچـلـش گفـتـم بـــــه بــــــه مــمـــد کــچــل ایــن جـلـو
نـشـسـتـی اون پـشـت عـلـی یـه نــفــرو بــا تـو اشـتـبـاه گـرفـت زد تـو
سـرش,آقــا ایـن بـنـده خــدا بـغـض کـرده بـود دیـگـه خـلاصـه کـلـی عـذر
خــواهی و فـلان,ولــی بـه دویـسـت تومـن مـی ارزیـد!!!

یـــکـﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳــﺘـﺎﻡ ﻋـﺎﺷـﻖ ﯾـﻪ دخـتـره ﺑــوﺩ؛ﺧـــعــﻠـﯽ ﻫــﻤـﻮ ﺩﻭﺱ
ﺩﺍﺷــﺘـﻦﺑـﻌـﺪ ﺍﺯ ﯾـﻪ ﻣـﺪﺕ دخـتـره ﭘــیـچــﻮﻧـﺪ ﺭﻓـﺖ ﺑـﺎ ﯾـﮑـﯽ ﺩﯾـﮕـﻪ
.... ﺩﻭﺳــﺘـﻢ ﺍﻭﻣـﺪﻩ ﺑـﻮﺩ ﭘـﯿــشــم سرشُ گـذاشـتـه بــود رو زانــوهـام
ﮔـﺮﯾـﻪ ﻣﯿـﮑـﺮﺩ ﻭ ﻣـﯿـﮕـﻔـﺖ :"ﻋـﺸـﻖ ﻭ ﻋــﺎﺷـﻘـﯽ ﻫـﻤـﺶ ﺩﺭﻭﻏـﻪ عـبـاس!!!
ﺩﯾــگـﻪ ﻣـﯿـﺨــﻮﺍﻡ مــثــل تـو بـاشـم ﻋــﺎﺷـﻖ ﻧـﺸـﻢ؛ﻭﺍﺑـﺴـﺘـﻪ ﻧــﺸـﻢ؛
ﭘــَسـﺖ ﺑـﺎﺷـﻢ
ﺁﺷـﻐـﺎﻝ ﺑـﺎﺷـﻢ؛
ﻋـﻮﺿـﯽ ﺑـﺎﺷـﻢ,
مــثــل لاشــخــورا زنـدگـی کــنــم!!!
کـصـافـطـه بـیـشـعـور بـا ایـن تـعـریف کردنـش,حـیـف حـالـش بـد مـگـه نـه...
سلام. فاطمه خانوم هستم كاكو دمتون گرم كه سر زدين بهم.