بدو خاطره...
با مام گرام مسابقه دو با تنه (تنه زدن )میزاریم هر کی دیرتر رفت تو جاش بخوابه باید تلویزیون رو خاموش کنه و درو قفل و پتو رو روی اون یکی بندازه !!!
از جمیع همسایه های محترمه به خاطر این فستیوال نههایت عرز خواهی را خریداریم !!
---------------------------------------------------------------------------------------
ديروز عطر زده بودم كه خواهر زادم كه 5 سالشه اومد بغلم رو پام نشست بعد شرو ع كرد به بو كردن يهو گفت خاله ي بويي ميدي
گفتم خاله چه بويي؟ خوبه؟:)
بذار فكر كنم اها اره بوي خانوم گاوه ميدي
من :o
گاو =:)
-----------------------------------------------------------------
اقا استاده ما دیروز مراسم عقدش بود (مبارکش باشه ایشالا)! یکی از بچه ها از قضا فامیل عروسه میاد قضیرو لو میده تو کلاس! استاده امروز اومده بود سر کلاس همین ک نشست رو صندلی یکی از پسرای خودشیرین پاشد گفت:
"شب زفاف کم از صبح پادشاهی نیست"
ما :-)))))))))))))))
استاد o.0
پسره *.*
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تو کلاس بودیم .. استاد داشت درسو توضیح میداد هی میگفت ..
یییهههه گونه .... یهههه مدل هم ..... ییییییهههه ...
همون لحظه یه پسره برگشت گفت یییههههه برنامه ببینید .... ییههههه برنامه ببینید .... (:
ینی کلاس رف رو هوا ....
سلام. فاطمه خانوم هستم كاكو دمتون گرم كه سر زدين بهم.